اصلی همکاری دستگیری قاتل سریالی اخبار حوادث

اصلی: همکاری دستگیری قاتل سریالی اخبار حوادث

گت بلاگز اخبار حوادث داماد ۴۰ میلیون از عروس گرفت و فرار کرد!

مردی که در دومین ازدواجش با یک دختر مهندس، وعده زندگی رویایی به او داده بود، سه هفته بعد از مراسم عقد ناپدید شد و عروس جوان را با دفترچه حساب خالی شده‌اش تنها گ

داماد ۴۰ میلیون از عروس گرفت و فرار کرد!

عبارات مهم : ایران

مردی که در دومین ازدواجش با یک دختر مهندس، وعده زندگی رویایی به او داده بود، سه هفته بعد از مراسم عقد ناپدید شد و عروس جوان را با دفترچه حساب خالی شده است اش تنها گذاشت.

ایران در ادامه نوشت: عروس ۳۰ ساله که ساکن یکی از مناطق غربی پایتخت کشور عزیزمان ایران است همراه وکیل همسرش به مجتمع قضایی خانواده- ونک- آمده بود تا جهت هر لحظه دفتر زندگی یکسان با شوهر فراری اش را ببندد و خاطره حرف های خیالپردازانه او را به فراموشی بسپارد.

وقتی عروس جوان و وکیل سالخورده وارد شعبه ۲۶۴ دادگاه خانواده شدند، قاضی پرونده دادخواست طلاق توافقی آنها را پیش روی خود دید. چند لحظه بعد قاضی «غلامحسین گل آور» رو به شبنم کرد و گفت: «انگارهمسرتان حضور ندارند!»زن جوان هم جواب داد: «بله از کشور خارج شده است است به همین خاطر وکیلش به جای او اسناد را امضا می کند.»

داماد ۴۰ میلیون از عروس گرفت و فرار کرد!

قاضی دوباره پرسید: «امکان سازش یا ادامه زندگی با هم ندارید؟ مثلاً نمی شد شما هم با او می رفتید یا صبر می کردید به وطن برگردد؟»

شبنم آهی کشید و گفت: «دیگر نمی تواند برگردد. پناهنده شده. قبل از ناپدید شدنش به من هم می گفت بیا با هم برویم. ولی من می دانم درد تنهایی چیست. نمی خواستم بروم اسیر غربت شوم. یک روز صبح بلند شدم دیدم رفته. مدارکش در منزل نبود. چند هفته از او خبری نداشتم. تا اینکه به خانواده اش زنگ زده و خبر داده بود در ترکیه هست. بعد از آن رفته بود آلمان. خیلی غصه خوردم. نمی دانستم چه کار کنم روی برگشتن به منزل مادرم راهم نداشتم…»

مردی که در دومین ازدواجش با یک دختر مهندس، وعده زندگی رویایی به او داده بود، سه هفته بعد از مراسم عقد ناپدید شد و عروس جوان را با دفترچه حساب خالی شده‌اش تنها گ

قاضی پرسید: «چرا؟ مگر مشکلی با آنها داشتید؟»

شبنم جواب داد: «راستش بدون اجازه خانواده ام با «ایرج» ازدواج کردم. او دوست برادرم بود. می دانستم همسرش را طلاق داده ولی هنگامی که گفت به من علاقه مند شده است قند توی دلم آب شد. بعد از فوت پدرم اوضاع منزل ما به هم ریخته بود و بر سر ارث و میراث میان خواهر و برادرها اختلاف هایی پیدا شده است بود. من که به پدرم وابسته بودم دوست داشتم از آن منزل بروم و همه چیز را فراموش کنم. در این شرایط ایرج حرف های قشنگی می زد و می گفت ما در آینده خوشبخت ترین زوج فامیل می شویم. از سفرهای تفریحی با کشتی و غذاهای دریایی و فرزند های قد و نیم قدمان حرف می زد. آرزو می کرد یک مزرعه گل آفتابگردان داشته باشیم، باغچه سبزیجات درست کنیم و از این طور حرف ها. ولی هیچ کسی موافق این ازدواج نبود و از آنجا که پدربزرگم هم در قید حیات نبود توانستم با ایرج عقد کنم. دوره دوستی یواشکی و نامزدی و عقد ما روی هم رفته سه ماه هم طول نکشید.

قول داده بود منزل بزرگی جهت زندگی مان تهیه کند. ولی رفت و پشت سرش را هم نگاه نکرد. در سه هفته ای که از عقدمان می گذشت گاهی به منزل ما می آمد و گاهی با هم می رفتیم به منزل پدری اش. یک روز آمد و گفت جهت هزینه سفر پول کم دارد. خیال کردم جهت سفر ماه عسل برنامه ریزی می کند. من هم صادقانه همه ۴۰ میلیون تومان ارثیه ای که از پدرم به من رسیده بود را به او دادم. ولی یک هفته قبل از فرارش گفت می خواهد جهت زندگی به خارج از کشور برود. ولی من قبول نکردم همراهش بروم. با خودم گفتم همین جا می ماند و با هم آینده مان را درست می کنیم. ولی همه اش خیال بود. حالا مانده ام با یک حساب خالی و دلی شکسته. نمی دانم با چه رویی به خانواده ام بگویم که ایرج جهت هر لحظه ترکم کرده است.»

داماد ۴۰ میلیون از عروس گرفت و فرار کرد!

قاضی رو به وکیل ایرج گفت: «انگار شما اختیار تام دارید که اسناد مربوط به طلاق این زوج را امضا کنید. آیا در مورد مهریه و سایر حقوق با ایشان توافق کرده اید؟»

وکیل سالخورده جواب داد: «مهریه این زن تنها ۷ سکه طلا هست. به علاوه اجرت المثل یک سال زندگی و نفقه که همه این حقوق روی هم به ۱۰ میلیون تومان هم نمی رسد. از نظر من جدا از قانون، انسانیت و اخلاق هم حکم می کند که شوهر حق و حقوق زن را قبل از طلاق بپردازد. ولی متأسفانه موکل من در کشور عزیزمان ایران نیست و مالی هم از خود باقی نگذاشته که بتوان آن را توقیف کرد. عالی ترین راه این است که این زوج از هم جدا شوند تا زن جوان که مثل دخترم هست، بتواند جهت آینده و زندگی خودش برنامه ریزی کند.»

مردی که در دومین ازدواجش با یک دختر مهندس، وعده زندگی رویایی به او داده بود، سه هفته بعد از مراسم عقد ناپدید شد و عروس جوان را با دفترچه حساب خالی شده‌اش تنها گ

قاضی سپس رو به زن پرسید: «پس راجع به مهریه و سایر حقوقتان ادعایی ندارید؟»

شبنم دوباره آهی کشید و گفت:«چاره ای ندارم. حتی امیدی به بعد گرفتن آن ۴۰ میلیون تومانی که از من گرفته ندارم.»

داماد ۴۰ میلیون از عروس گرفت و فرار کرد!

وکیل شوهرش حرف او را قطع کرد و گفت: «دخترم، من قول می دهم همسرت را راضی کنم تا بدهی و مهریه ات را به شما بپردازد.»درپایان جلسه قاضی مدارک مورد نیاز را کنترل کرد و از آنها خواست تا برگه های مربوط به طلاق را امضا کنند.

واژه های کلیدی: ایران | زندگی | میلیون | خانواده | خانواده | سالخورده | اخبار حوادث


دانلود فایل ها

نویسنده : getblogs